نغمه هاي تنهايي من

نوروز آمد . بهار من تویی

لحظه به لحظه اش آرزو کردم کاش تو در کنارم بودی ...

دستم در دستان مهربانت بود و از ته دل می خندیدیم

نیستی...

اما من تمام روزهای باقی مانده را برای داشتنت صبر خواهم کرد

تمام لحظه های باقی مانده را ...

دستت را بگذار روی قلبت ... من همان جا هستم ... نزدیک به تو ...

مهربانم ... کاش می شد این فاصله هارا زودتر از میان برداشت و در آغوشت آرام گرفت ...

آرزویم این است بهار بعدی دستانم در دستانت باشد ...

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ساعت 1:49 توسط نگار |


گفته بودی برایت چیزی بنویسم

چیزی نمی نویسم !

چشم هایم را که بخوانی

برای سـال ها از تو نوشتن کافی است . . .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ساعت 0:0 توسط نگار |


سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ساعت 13:39 توسط نگار |


هر آدمی خودش به بقیه اجازه میده که چی دربارش فکر کنن ٬ یادمون

باشه که نذاریم کسی فکر کنه خری

 

یه وقت هایی هستکه نباید چیزی بگی.طرفت اگه شعور داشته باشه خودش میفهمه!

 

هر چقدر بعضی ادما رو بیشتر بشناسی تنهاییت دلچسب تر میشه

 

بهتره نداشته باشی تا اینکه داشته باشیش و ندونی با چندنفر شریکی!

 

زلالی قلبت ارزانی دیگران....

من این احساس ابکی نمیخوام...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ساعت 15:50 توسط نگار |


وخدا زن را ازپهلوی چپ مرد افرید
آری خداچنین کرد
اورا از پهلوی چپ مرد افرید
نه از سر او،تا فرمانروای او باشد
نه از پای او،
تا لگد کوب امیال او گردد
بلکه از پهلوی او،تا برابر او باشد
واز زیر بازوی او،
تا مورد حمایت او باشد
واز نزدیک ترین نقطه به قلب او
تا معشوق و محبوب او باشد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ساعت 22:0 توسط نگار |


به چشمانت :یاد بده هر کسی ارزش دیدن ندارد؛

یاد بده که به چشم به راه بودن عادت نکند .

یاد بده که به در خیره نماند .

یاد بده که برای هر کسی بیخواب نشود.

به زبانت :یاد بده که هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد .

یاد بده به هر کسی نگوید دوستت دارم .

به لبانت یاد بده هر لبی ارزش بوسیدن ندارد.

به پاهایت یاد بده هر راهی ارزش رفتن ندارد ، به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکند .

به دستانت یاد بده که هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد.

به قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد ولی عاشق هر کسی نباشد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ساعت 12:56 توسط نگار |


ای کـاش تـنـهــا یـکــــنـفــر...

هــم در ایــن دنـــــیــــا مـــرا یــاری کـنــد ..

ای کـــاش مـــی تـــوانــستـــم ...

بــا کـسـی درد دل کـنـــم تـــا بـگــویـــم کــه ...

مــن دیــگــر خـســتـــه تـــر از آنـــم کـــه زنـــدگــی کـنـــم

تـــا بـــدانـــد غــم شـبــهـــا یــــم را....

تــــا بــفــهــمـــد درد تــــن خــستـــه و بـیــمــــارم را .....

قــانـــون دنــیـــا تــنـــهــایـــی مـــن اســـت

و تـنــهــــایــی مـــن قـــانـــون عــشـــق اســـت....

و عــشـــق ارمــغـــان دلــدادگــیــســت......

و ایـــن ســـرنــــوشـــت ســـادگـیــســـــت
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ساعت 12:53 توسط نگار |


منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
 
در چشمانت خیره شوم...دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
 
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
 
سر رو شونه هایت بگذارم....

 
از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم

 
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم
 
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
 
وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم
 
اری من تورا دوست دارم
 
وعاشقانه تو را می ستایم
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ساعت 12:48 توسط نگار |


کاش آدم ها یکم جرات داشتن … گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن : ببین ؛ دلم واست تنگ شده ، واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم … !

 

زمـانـی کـه جــلـوی " تـلـفـن هـای عــمـومـــی" صــف مـی کـشـیـدنـد عــشــق هـا بـا ارزشـتـر بـود از ایـن روزهــا که " پــشـــت خــطـــی هــا " صــف مـی کـشـنـد...

 

 

خســـــــــــــته ام از جنس قلابیِ آدم ها هـــی فلانــــــــــی ! راهت را بگیــر و برو.... حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است...

 

 

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم ! از لج تو . . . از لج خودم . . . که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم..

 

 

ﺭﺍﺣﺖ ﺑــﮕﻢ... ﻧـﻮﺷﺘﻪ ﻫـﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺨـﺎﻃﺐ ﻧـﺪﺍﺭﻩﻣﺨﺎﻃـﺐ ﻧـﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾـﻢ ﺑـﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﯾـﮏ ﻟﺒـﺨﻨﺪ ﺭﻫـﺎﯾﻢ ﮐــﺮﺩ...!!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391 ساعت 22:47 توسط نگار |


مدت هاســـــت
نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم…
نه از رفتن کسی دل گیـــــــر…
بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1391 ساعت 16:30 توسط نگار |